![]() |
![]() |
|
| wwe junkie |
|
خوب امیدوارم که حالتون خوب باشه امروز براتون مصاحبه ای تدارک دیدم بین قهرمان حال حاضر کشتی کچ یعنیCMpunk و بازیگر مطرح عرصه هالیوود یعنی Milla jovovich که اخرین فیلمش هم که شاید همتون دیده باشید قسمت سوم سه گانه Resident Evil است که خداییش فیلم شاخیه.این مصاحبه مربوط میشه به زمان اکران آخرین فیلم این خانم که به همین بهونه مصاحبه ای ترتیب داده شد که من اونو براتون ترجمه کردم.امیدوارم که خوشتون بیاد.
CMpunk:خوب میخوام کمی درباره آخرین فیلمت برام توضیح بدی.فیلم Resident Evil که از جمعه روی پرده ها رفته مورد استقبال عمومی واقع شده.چه چیزی اپیزود سوم از سری فیلمهای Resident Evil رو با بقیه متمایز کرده که این همه نسبت به دو اپیزود قبلی پرطرفدارتر شده؟ Milla jovovich:بسیار خوب.من خودم برای بازی کردن و حتی با ساختن قسمت سوم از این مجموعه یک خورده مخالف بودم و مطمئن بودم که مانند فیلمهایی که سری دوم یا سومش ساخته میشه خراب در میاد!من حتی بازی در قسمت دوم رو با کمی شک قبول کردم.ولی بالاخره خوب گفتم آره و فیلمنامه قسمت سوم رو به خوبی نشستم خوندم ودیدم که چیزی درون اون منو برای بازی در این فیلم ترغیب کرد و کم کم نظرم عوض شد.چیز دیگری که منو برای بازی در این فیلم ترغیب کرد نیروی جوانی بود که در این فیلم با من همبازی شده بودند و ما در این فیلم از مناظری استفاده کردیم که به کلی با قسمتهای قبل متفاوت بوده و بسیار مناظر وحشتناک و دل تو خالی کنی هستند که به نظر من علت این پیشرفت حاصل تغییرات جدی بود که در عوامل فیلم دادیم و کاملا همه چیز رو تغییر دادیم.نظر شخصی من اینه که استفاده از جلوه های ویژه فوق العاده و بازی عالی هنرمندان فیلم باعث شده که فیلم محبوبی ازآب دربیاد.شخصیت من در این فیلم که Alice نام داره توسط گروهی از آدمخواران در آزمایشگاههای مخوف زیر زمینی توسط تقسیم سلولی متولد میشه و از همین جاست که این فیلم جذاب میشه و داستان رو کلا در مسیری میندازه که از مسیر دو فیلم قبلی بسیار متفاوته.علاوه بر این عناصر زیادی هستند که این فیلم رو بسیار هیجانی و جذاب کرده!!
CMpunk:تو به این اشاره کردی که Aliceدر این فیلم از راه تقسیم سلولی متولد میشه!به نظر خودت این تغییر جدی در فیلمنامه چقدر بر پیشرفت کار موثر بوده؟و اینکه چرا تصمیم به این چنین کاری شد؟ Milla jovovich:این تغییر برای تمام اکیپ بسیار جذاب بود و برای من که این نقش رو بازی میکردم جذابنتر!!ما با این کار خواستیم که فیلمنامه سوم از دو فیلمنامه قبلی متفاوت تر باشه تا بشه تنوع رو به فیلم تزریق کرد.این تقسیم سلولی یا رشد سلولی که با تکثیر اون Aliceمتولد میشه باعث میشه که اون در فیلم ویژگی هایی رو پیدا کنه که اونو نسبت به بقیه متمایز کنه. CMpunk:این خیلی مرموزه!! Milla jovovich:بله.تمام تجربه هایی که از دو قسمت قبلی کسب کرده بودیم در مجموعه سوم بکار بستیم تا فیلمی واقعا متفاوت و اضطراب آور در بیاد.یک فیلم به معنای واقعی سورئال(سورئال یک جنبش ادبی بود که بر مبنای مخالفت با منطق پایه ریزی شده بود-دیوانگی محض-هرج و مرج)ما برای ضبط بعضی از قسمتهای فیلم به کشور مکزیک رفتیم و بعضی از صحنه ها رو به طور واقعی ساختیم که تو به راحتی میتونستی با اون فضا ارتباط برقرار کنی و اونجا دیگه کاری با پرده سبز نداشتیم.
CMpunk:یعنی این به نظرت بهتره که در فضای واقعی قرار بگیری یا اینکه جلوی پرده سبز ایفای نقش کنی و سپس پشت زمینه ای از اون منظره برات بوسیله کامپیوتر قرار بدن؟ Milla jovovich:خودت هم میدونی که کار کردن جلوی پرده سبز بسیار مشکله چون همیشه باید وانمود کنی که میبینی و لمس میکنی و بعد بوسیله کامپیوتر اجزای اطرافت رو اضافه میکنن.باید قاطعانه بهت بگم که کار کردن جلوی پرده سبز نیازمند قدرت تخیل بسیار قویه که همه چیزو بایدتو ذهنت تصور کنی.بنابراین تنها چیزی که تورو در مقابل پرده سبز موفق میکنه حرکت طبیعی بدن و قدرت تخیل بسیار بالاست. CMpunk:بله البته.وقتی من پشت صحنه فیلم رو میدیدم متوجه این چیزها شدم.همچنین میدیدمت که شخصا خودت عملیات زد و خورد رو بازی میکردی و چاقو و چیزهای متعدد به این طرف و اون طرف پرتاب میکردی!کدوم سکانس رو از همه بیشتر دوست داری؟ Milla jovovich:صحنه متولد شدن که قبلا دربارش بحث کردیم.
CMpunk:بسیار خوب.من فیلم رو که میدیدم متوجه شدم که تو دست بزن عالی داری و نشون میده که تو این کار خیلی حرفه ای هستی!!! Milla jovovich:متشکرم(میخندد) CMpunk:تو قبلا از این هم تو فیلمهای اکشنم بازی کردی و به نظر من بازیگر همه فن حریفی هستی.همیشه پر زرق و برق و بدنی ماهیچه ای و آماده برای اینکه هر آن یک رو بزنی زمین.چه شکلی به این آمادگی فیزیکی جسمانی برای این کاراکتر یا هر کاراکتر دیگه ای دست پیدا میکنی؟ Milla jovovich:من تمرین و فعالیت بسیار زیاد رو خیلی دوست دارم.بخصوص در این فیلم من ماهها وقت برای تمرین سر سکانسهای زد و خورد گذاشتم و همچنین استفاده از سلاحهای سرد و گرم متفاوت مانند چاقو رو یاد گرفتم و به این کار عشق میورزم.یکی از چیزهایی که باعث شده من علاقه شدیدی به اکشن و زدوخورد پیدا کنم شبکه Sci-fi(شبکه ماهواره ای پخش مستقیم بازیهای کشتی کچ است که من وتو وسعمون نمیکشه اونو تهیه کنیم.) است که من معتاد اونم.همچنین علاقه فراوانی به هنرهای رزمی دارم.یادمه از بچگی با پدرم تمرین کونگ فو میکردم و همیشه یکشنبه ها فیلمهای رزمی چینی رو با هم میدیدیم.پس باید گفت که من طرفدار پروپاقرص هنرهای رزمی هستم.من همیشه با حرفه ای های این هنر تمرین میکنم و از این که با اونها مبارزه میکنم بسیار لذت میبرم و برای من افتخار بسیار بزرگیه.کسایی که در این فیلم با من مبارزه میکنن هم خیلی قوی هستند و هم خیلی منظم که صفت دوم رو از تو دل ورزشهای رزمی میشه بیرون کشید.برای من خیلی مهمه که بتونم با این ورزش به چنین نظم و آرامشی برسم . همه ما روزانه 10 تا 12 ساعت کار میکنیم و خسته به خونه میایم.اگر نتونیم که این آرامش ذهن رو حفظ نکنیم دچار مشکلات زیادی میشیم.در طول ساعت کاری ما خیلی چیزهای نو و جدید یاد میگیریم که به نظر من شبیه پرواز کردن میان ابرهاست و این احساس رو باید که حفظ کرد.
CMpunk:پس تو هم مثل من هستی.یک صورت فهرست از کارهات تهیه میکنی تا منظم باشی و به همشون برسی.من که بدون اون فهرست زندگیم رو هوا معلق میشه!!! Milla jovovich:(میخندد) CMpunk:خوب تو گفتی که عاشق شبکه Sci-fi هستی و من باید بهت بگم که من جمعه بازی دارم و تو میتونی که بازیمو از این شبکه ببینی!!! Milla jovovich:میدونم.تو هوادارای زیادی اینجا تو لس انجلس داری!
CMpunk:بگذریم.این خیلی وحشتناکه!تو از وقتی که 11 سالت بود بازیگر و مدل لباس بودی و الان هم یک بازیگر حرفه ای و یک خواننده و همچنین یک آهنگ سازی.تو همه اینها رو یک جا داری!برای من خیلی وحشتناکه که یک جنس مخالف همه اینها رو بک جا داشته باشه و من از نصف بیشتر اونها بی بهره باشم.به نظر من تو اونقدر جذابی که میتونی همه اینهارو باهم داشته باشی و این مسلما حقته که در همشون حرفه ای باشی.کدوم یکی از هنرهاتو خیلی بیشتر دوست داری؟
Milla jovovich:من خیلی زحمت کشیدم تا همه اینها رو گرد هم بیارم.من همیشه در طول زندگیم و در همه گروههایی که فعالیت میکردم نقش موثر رو ایفا میکردم.به طور یقین بازیگری رو ترجیح میدم چون این کار مادرم بود و من از اون زمان با اون آشنا شدم و یکی از پایه های موفقیتم مادرم بود.مادرم در روسیه بازیگر بود و میشه گفت که در زمان خودش یعنی در دهه 70 بازیگر مطرحی بود.من هم فرصتو غنیمت شمردم و از 11 سالگی جای پای مادرم گذاشتم و راهشو ادامه دادم.وقتی که تو 11 سالگی هم بازیگری میکردم و هم مدل لباس بودم حسی داشتم که خیلی ناب بود و اون هم حس بزرگی.اون زمان من خیلی بین این دوتا تفاوت میذاشتم و به جفتشون نمیرسیدم.در موزیک هم باید بگم که با اون من معنا پیدا کردم.من هرگز یک خواننده حرفه ای نبودم و هیچ وقت برای این کار در مسیر جدی پا نذاشتم.و اگر هم که منو در حال خوانندگی دیده باشی یا در کاراکترهای فیلم بوده یا در خونه برای خودم و دوستام میخوندم که جنبه شخصی داشته.من همچنین نویسندگی رو خیلی دوست دارم و یک دفترچه یادداشت خصوصی برای خودم دارم که برای خودم مینویسم از همه چیزی که دوروبرم هست.و آهنگسازی و نوشتن نت رو بشدت دوست دارم.من رفیقایی دارم که همه آهنگسازای معروفی برای خودشون هستن و بعد از ظهرا میشینیم با هم گپ میزنیمو نوشیدنی میخوریم و گیتار میزنیم و حسابی شلوغ میکنیم.بعضی موقعا فی البداها میزنیم که یکهو آهنگ محشری در میاد و من اون موقع میگم:"هی اونی که زدی رو یک بار دیگه بزن ".همین طوری میشه که در آخر میبینیم که 6 تا یا7 تا آهنگ ساختیم که جای کار داره. ولی با همه این اوصاف فقط بازیگری میتونه منو سرگرم کنه و برای من از همه چیز جذابتر باشه. CMpunk:من این روشو برای ساخت آهنگام با گروهم قبل از اینکه وارد کشتی بشم انجام میدادم. Milla jovovich:راستی؟به نظر من که خیلی روش خوبیه.همه چیز در یک فضای شاد و آروم اتفاق می افته در حالی که تو راحت نشستی و با رفیقات نوشیدنی میخوری.ولی این رو هم بگم که من در زمینه موسیقی حرفه ای نیستم ولی خوب میشه گفته که کار حرفه ای ها رو دنبال میکنم.امسال دوتا کنسرت رفتم که یکدونه در پاریس و دیگری در روسیه بود.من موسیقی فی البداهه رو که با دوستام میزنم بعدا با انتقاد منتقدین مواجه میشم که میگن اینجاش خیلی غم انگیزه.اینجاش خیلی ریتم تندی داره و ... که یکی از بدیهای آهنگهای فی البداهه است.ولی همیشه موزیک برای من همه کار و همه چیزو فراهم کرده.من همیشه اهنگهامو تو وب سایتم میذارم تا طرفدارام بتونن اونا رو دانلود کنن و از حمایت بی دریغ اونا بهره مند بشم.وب سایتم www.millaj.com كه خواننده ها میتونن به اون مراجعه کنن و نظرشونو در باره آهنگام بدن. CMpunk:تو حتما دیدی که من خیلی خالکوبی رو بدنم دارم.خیلی ها فکر میکنن که این خالکوبی ها یرای من پیروزی به ارمغام میارن و به نوعی جادویی هستند.ولی من اصلا به این حرفا اعتقادی ندارم.تو هم خالکوبی داری یا چیزی که باعث بشه برات خوش شانسی بیاره!!!؟
Milla jovovich:عجب!خوب من عبادت میکنم و آدمی هستم بسیار معنوی و وابسته به خدا.همونطور که میدونی من اهل شرق اروپا هستم.من در کیف متولد شدم.شهری که مملو از کلیساهای قدیمیه که اون شهرو بسیار مذهبی کرده.من همیشه این حسو دارم که به خدا نزدیک هستم و اون منو در همه کارا یاری میکنه و این حس کمک رو مانند یک نیروی جادویی لمس میکنم.حتی فیلمهای خوبی که از من دیدید حاصل این نیروی جادوییه.و بچه ای هم که تو شکم دارم نوید دهنده یک زندگی عالی و شیرینیه که تا حالا تجربش نکرده بودم که این هم حاصل لطف خداست.من میخوام که در این چند ماهه زیاد فعالیت نکنم و از روزهایی که در انتظار من هستند نهایت لذتو ببرم و قدر روزهای تولد فرزندمو که در کنارشم رو بدونم.بعضی چیزهای ریز در یک صفحه بزرگ دیده نمی شوند اما اگر به اونا دقت کنی زندگیت رو زیرورو میکنه.مانند بچه ام. CMpunk:بله حق با توست.خیلی چیزای کوچیک تو دنیا هستند که مهمند ولی ما به اونا کمتر توجهی میکنیم.بگذریم.
من یکی از طرفدارای پروپاقرص گوش دادن به موزیک هستم و هر جا که میرم دستگاه IPod (الان 30 گیگش حدود 240 تومنه)رو با خودم میبرم که آهنگ گوش کنم.به نظر من فیلم Resident Evil دارای آهنگی بسیار قویه و من اونو ستایش میکنم.چون معتقدم که یک آهنگ خوب برای فیلم خیلی مهمه و روی فیلم خیلی تاثیر میذاره.امسال باخبر شدم که یک گروه موسیقی به نام throwdown زدید.میخوام ببینم که چی توی IPod خودت گوش میدی؟ Milla jovovich:من آهنگای قدیمی دهه 50 رو خیلی دوست دارم و همیشه اونا رو زمزمه میکنم. CMpunk:جالبه Milla jovovich:(میخنده) CMpunk:برنامت برای آینده چیه؟تو گفتی که حامله هستی.برت آرزوی موفقیت میکنم و همچنین خدا بچه ای سالم بهت بده.اما آیندت چی میشه؟
Milla jovovich:حقیقتا من تا چند ساعت دیگه به آلمان سفر میکنم تا قسمتی از فیلم دوستم رو در اونجا بازی کنم.در حقیقت اون پدر خونده بچمه!!!!!شاید همون جا هم بچم رو به دنیا اوردم.بعد از استراحت میخوام فیلمی بازی کنم به نام پادشاه زمستان که تو سن پترسپورگ روسیه قراره که کلید بخوره و داستان براساس یک نمایشنامه قدیمی ادبیه که برام یک تنوع هم هست که از اکشن به سراغ یک نمایشنامه ادبی قدیمی برم! CMpunk:بابت مصاحبه ازت ممنونم.فقط یک درخواست دیگه داشتم و اونم اینه که جزو طرفدارام بشین و شعارم رو بلند بگید:"big bada boom" Milla jovovich: "big bada boom"(با صدای بلند میخندد.) CMpunk:فقط منو نزن.قصدی نداشتم.فقط میخواستم که جزو طرفدارام بشی(میخندد). Milla jovovich:تو منو رسما جزو طرفدارات حساب کردی؟متشکرم!من دیگه حرفی برای گفتن ندارم.ممنون از اینکه وقتی به من دادید تا بتونم با شما گپی بزنم وبراتون آرزوی موفقیت میکنم . CMpunk:اینو به خاطر بسپار که خوش شانسی فقط سراغ آدمای بدشانس میاد.(میخندد)خیلی خوب دیگه میلا خیلی ممنون برای وقتی که گذاشتی.
خوب بچه ها ممنون که این مصاحبه رو خوندید .تو رو جون مادرتون بگید چی میخواید!مصاحبه میخواید؟-زندگینامه میخواید؟-بیوگرافی میخواید؟-بگید بهم !! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 16:0 توسط STEVE AUSTIN |
|
|
او مردی است از دره های بزرگ و پهناور و سرسبز در West Newbury که از اونجا چشم به جهان گشود.محله ای که شاید بتوان گفت که یک روستای تازه به دوران رسیده بود.اما خوب حالا تقریبا تبدیل به یک شهر کوچک شده است.اون در زمان بچگیش خیلی کتک خور و بی عرضه بود.اون باید متلک های بچه های همسایه رو تحمل میکرد.اونا شلوار کیسه ای و گشادcena رو و بلوز ابریشمیش رو همیشه ودم به ساعت مسخره میکردند.تفریح و سرگرمی او در زمان بیکاری شاید خیلی مسخره بیاد و خیلی هاتون هم اینو باور نکنید.اون در اون زمان وقتی بیکار میشد.شعر میگفت!!درباره استقلال کشورها.درباره شورش سرکش بودن مخالفین یک دولت و از این حرفها!(باور میکنید؟)اون اینقدر این جور چیزها رو دوست داشت و اونقدر به سیاست علاقه داشت که همه شرایط عضویت در انجمن روستایشان راداشت اما یکم کوچولو بود و یکم هم بچه.زمان گذشت و او15 ساله شد و همه از مسخره کردن او دست برداشتند و اون نیز دیگر حاضر نبود که در یک روستا بشینه و انشا بنویسه.اون با پدرش به شهرهای پیشرفته سفر میکرد و خیلی چیزها رو از نزدیک دید.ولی اون چیزی رو که در اون سفرها چشمش رو گرفت باشگاه بوکس بود.خوب هرکی که میاد شهر یک چیزی چشمش رو میگیره.اون 60 بار در امتحانهای ورودی دانشگاهها در اون زمان شرکت میکنه و در امتحان58 قبول میشه.اون در تیم فوتبال دانشگاشون در قسمت خط حمله بازی میکرد و در اون قسمت هم خیلی موفق بود و حتی بعد از چندین بازی مقام کاپیتانی رو به اون دادندبالاخره اون در رشته تربیت بدنی فارغ التحصیل شد ودر دانشگاه به عنوان یک دانشجوی نمونه انتخاب بشه و همین اوامر باعث شد که او در امر ورزش بادوام و دیر پای بشه و اینچنین در کشتی کچ بدرخشه.خوب باید بگم که cena از همون بچگی عاشق کشتی کچ بوده و خیلی hulk hugan و HBK خوشش میومده و همواره سعی میکرده که بازی های HULK HUGAN رو بره و از نزدیک ببینه.ولی خوب حالا از من میپرسید که کی وارد کشتی کچ شد و چطوی شد که اون وارد این ورزش شد?باید بهتون بگم که دوره و مکان صعود cena در کشتی کچ درسال2000 و در کالیفورنیا بود.اون در اون زمان ورزش بدنسازی میکرد و به طور خیلی حرفه ای.و همین امر باعث شد که پدرش با او به مخالفت بیفته و بهش بگه که تو رفتی و یک عالمه درس خوندی اونوقت اومدی وباشگاه بدنسازی میری؟واقعا هم حق داشت.ولی خوب cena به این حرفها کاری نداشت و کارخودشو انجام میداد و کلا بچه حرف نشنویی بود .کاملا کله شق!!
اما خوب دیگه سر عقل اومد و از پیش پا افتاده ترین کارها شروع کرد.کاری که به درسش هم میخوند اما نه اون طور که بگیم پولساز بود.اون در پشت پیشخون اطلاعات یک باشگاه معروف بوکس در Venice نیم وقت می ایستاد و خدمات میداد.بله او از همین جا بود که با کشتی کچ کارهایی که می اومدند و در اون محل بوکس تمرین میکردند با این ورزش و فنونش آشنا شد و خیلی هم از اون خوشش اومد.اون مدام درباره این ورزش و علاقه اش باپدرش حرف زد و پدرش هم با این کار مخالفتی نکرد.چون پسرش به او گفته بود که او میخواهد که در این ورزش موفق شود و تا آخر عمر اونو ادامه دهد.پدر هم میدانست که حرف پسرش حرف است و لیاقتش را هم قبلا ها هم ثابت کرده بود.بالاخره اون با همنشینی و گپ زدن با کچ کارهایی که به اون باشگاه می اومدند کم کم وارد این ورزش شد.و اون کچ کارها هم به او گفتند که تو مستعد این ورزش هستی و او را حسابی تشویق میکردند.اون بعد از این به سرعت رفت و وارد این ورزش شد و شروع به یادگیری اون کرد به طوری که مربی اون باشگاه از استعداد شگرف cena در این ورزش خبر داد و از این امر هم بسیار متعجب شده بود چون تا حالا کسی را ندیده بود که با یک بار و آن هم یک بار دیدن فن آن را به خوبی انجام دهد.(فقط با یک بار دیدن!!!)بله اون آشکارا به همه ثابت کرد که در این ورزش بسیار مستعده و میتونه که همه چی رو به سرعت یاد بگیره.ولی خوب ناگفته نمونه که اون از قبل تمرینات بدنسازی میرفت و بدن ورزیده ای نسبت به بقیه داشت.به طوریکه در یک سال او رسما وارد لیست بهترین کشتی کچ کارهای اوهایو قرار گرفت و در بعد از آن در سال 2002 در لیست انتخابی سوپر استارهای ورودی به wwe smackdown شد و از بین چند صد نفر وی قبول شد و رسما وارد wwe شد و اون هم در smackdown .من که زبونم از بازگو کردن این همه پیشرفت که قاصره.باید بگم که وی در کمتر از یک سال از ورودش به smackdown در تیتر اول خبری بهترینها و جنجالیترین کشتی کچ کارها قرار گرفت و اسمش بر سر زبونها افتاد.
در حقیقت پدرش میگه:پسرم هیچ وقت فراموش نخواهد کرد که از کجا به این جا رسیده و چه کسانی اونو به این مرحله بزرگ از زندگی رسوندن و من مطمئنم که اون هیچ وقت زادگاهش رو ترک نمیکنه و همیشه در کنار ما میمونه.کسی که الان بهترین کشتی کچ کاره-بهترین خواننده رپ در حد آماتوره و در این مورد هم یک سوپراستاره و با خواننده های زیادی در این حیطه رفیق جون جونیه-کسی که نشان و درجه آبی رو از ارتش از آن خود کرده و همیشه آماده جنگه و رهبر یک عده از سربازهای مخصوصه.شما اگه cena رو با شلوار جین کوتاه و کفشهایreebok در رینگ میبینید شعارش فقط سه چیزه که من کلامم رو با این سه شعار تموم میکنم و امیدوارم که به من نظر بدید تا بازم از این پست ها بذارم: جنبش و ورزش-احترام-وفاداری و ثابت قدم بودن
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 15:52 توسط STEVE AUSTIN |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
HELL YEAH
|
|
RSS
|